IRAN - The land of Peace & Love

By: kousha kiyani

[Recommend this Fotopage] | [Share this Fotopage]
[<<  <  3  4  5  6  7  8  9  [10]  11  12  13  14  15  16  17  >  >>]    [Archive]
Thursday, 20-Nov-2008 17:22 Email | Share | | Bookmark
Nima Yushij House in Yush Village(خانه نیما یوشیج در روستای یوش)

 
 
 
View all 52 photos...
علی اسفندیاری یا علی نوری مشهور به نیما یوشیج (زاده ۲۱ آبان ۱۲۷۴ خورشيدی در دهکده یوش استان مازندران - درگذشت ۱۳ دی ۱۳۳۸ خورشیدی در شمیران شهر تهران) شاعر معاصر ایرانی است. وی بنیانگذار شعر نو فارسی است

نیما پوشیج با مجموعه تأثیرگذار افسانه که مانیفست شعر نو فارسی بود، در فضای راکد شعر ایران انقلابی به پا کرد. نیما آگاهانه تمام بنیاد ها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید. شعر نو عنوانی بود که خود نیما بر هنر خویش نهاده بود
تمام جریان‌های اصلی شعر معاصر فارسی مدیون این انقلاب و تحولی هستند که نیما مبدع آن بود



نیما در سال ۱۲۷۴ هجری خورشیدی درروستای یوش از توابع بخش بلده شهرستان نور به دنیا آمد. پدرش ابراهیم‌خان اعظام‌السلطنه متعلق به خانواده‌ای قدیمی مازندران بود و به کشاورزی و گله‌داری مشغول بود. پدر نیما زندگی روستایی، تیراندازی و اسب‌سواری را به وی آموخت. نیما تا سن دوازده سالگی درزادگاهش روستای یوش و در دل طبیعت زندگی کرد
نیما خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده فرا گرفت ولی دلخوشی چندانی از او نداشت چون او را شکنجه می‌داد و در کوچه باغ‌ها دنبال نیما می‌کرد
دوازده ساله بود که به همراه خانواده تهران رفت و در مدرسه عالی سن لویی مشغول تحصیل شد. در مدرسه از بچه‌ها کناره‌گیری می‌کرد و به گفته خود نیما با یکی از دوستانش مدام از مدرسه فرار می‌کرد و پس از مدتی با تشویق یکی از معلم‌هایش به نام نظام وفا به شعر گفتن مشغول گشت و در همان زمان با زبان فرانسه آشنایی یافت و شعر گفتن به سبک خراسانی را شروع کرد

پس از پایان تحصیلات در مدرسه سن‌لویی در وزارت دارایی مشغول کار شد. اما پس از مدتی این کار را مطابق میل خود نیافت و آن را رها کرد. بیکاری وی باعث شد تا افکار گوناگون به ذهنش هجوم آورد از جمله تصمیم گرفت به میرزا کوچک خان جنگلی بپیوندد و همراه با او بجنگد تا کشته شود. در همین زمان (سال ۱۳۰۵) با عالیه جهانگیر ازدواج کرد تا به گفته خود از افکار پریشان رهایی یابد

درست یک ماه پس از ازدواج، پدرش ابراهیم نوری درگذشت. در همین زمان چند شعر از او در کتابی با عنوان خانواده سرباز چاپ شد وی که در این زمان به دلیل بی‌کاری خانه‌نشین شده بود در تنهایی به سرودن شعر مشغول بود و به تحول در شعر فارسی می‌اندیشید اما چیزی منتشر نمی‌کرد



علی اسفندیاری در سال ۱۳۰۰ خورشیدی نام خود را به نیما تغییر داد. نیما نام یکی از اسپهبدان تبرستان بود و به معنی کمان بزرگ است. او با همین نام شعرهای خود را امضا می‌کرد. در نخستین سال‌های صدور شناس‌نامه نام وی نیماخان یوشیج ثبت شده است
نیما در سال ۱۳۰۰ منظومه قصه رنگ پریده را که یک سال پیش سروده بود در هفته‌نامه قرن بیستم میرزاده عشقی به چاپ رساند. این منظومه مخالفت بسیاری از شاعران سنتی و پیرو سبک قدیم مانند ملک الشعرای بهار و مهدی حمیدی شیرازی را برانگیخت. شاعران سنتی به مسخره و آزار وی دست زدند
نیما پس از مدتی به تدریس در مدرسه‌های مختلف از جمله مدرسه عالی صنعتی تهران و همکاری با روزنامه‌هایی چون مجله موسیقی و مجله کویر پرداخت

خانه پدری نیما یوشیج واقع در یوش، بنایی است که قدمت آن به دوره قاجار می رسد‎
این بنا به شماره 1802 از سوی سازمان میزاث فرهنگی به عنوان اثر ملی ثبت شده و محافظت می گردد
بازدید عموم از این خانه با تهیه بلی 300 تومانی ( تیر 1387 ) امکان پذیر است





نیما در ۱۳ دی ۱۳۳۸ درگذشت و در امامزاده عبدالله تهران به خاک سپرده شد. سپس در سال ۱۳۷۲ خورشیدی بنا به وصیت وی پیکر او را به خانه‌اش در یوش منتقل کردند. مزار او در کنار مزار خواهرش، بهجت‎الزمان اسفندیاری (درگذشته به تاریخ ۸ خرداد ۱۳۸۶) و مزار سیروس طاهباز در میان حیاط جای گرفته است


Nimā Yushij (نیما یوشیج in Persian) (November 12, 1896 - January 6, 1960) also called Nimā, born Ali Esfandiāri (Persian: علی اسفندیاری), was a contemporary Tabarian and Persian poet who started the she’r-e no ("new poetry") also known as she’r-e nimaa'i ("Nimaic poetry") trend in Iran. He is considered as the father of modern Persian poetry.

He died of pneumonia in Shemiran, in the northern part of Tehran and was buried in his native village of Yush, Nur county, Mazandaran, as he had willed.

Early life
He was the eldest son of Ibrahim Nuri of Yush (a village in Nur county, Mazandaran province of Iran). He was a Tabarian but had also Georgian roots. [1] He grew up in Yush, mostly helping his father with the farm and taking care of the cattle. As a boy, he visited many local summer and winter camps and mingled with shepherds and itinerary workers. Life around the campfire, especially images emerging from the shepherds' simple and entertaining stories about village and tribal conflicts, impressed him greatly. These images, etched in the young poet's memory waited until his power of diction developed sufficiently to release them.

Nima's early education took place in a maktab. A truant student, the mullah (teacher) had to seek him out in the streets, drag him to school, and punish him. At the age of twelve, Nima was taken to Tehran and registered at the St. Louis School. The atmosphere at the Roman Catholic school did not change Nima's ways, but the instructions of a thoughtful teacher did. Nezam Vafa, a major poet himself, took the budding poet under his wing and nurtured his poetic talent.

Instruction at the Catholic school was in direct contrast to instruction at the maktab. Similarly, living among the urban people was at variance with life among the tribal and rural peoples of the north. In addition, both these lifestyles differed greatly from the description of the lifestyle about which he read in his books or listened to in class. Although it did not change his attachment to tradition, the difference set fire to young Nima's imagination. In other words, even though Nima continued to write poetry in the tradition of Saadi and Hafiz for quite some time his expression was being affected gradually and steadily. Until, eventually, a time came when the impact of the new became too overwhelming. It overpowered the tenacity of tradition and led Nima down a new path. Consequently, Nima began to replace the familiar devices that he felt were impeding the free flow of ideas with innovative, even though less familiar devices that enhanced a free flow of concepts. "Ay Shab" (O Night) and "Afsaneh" (Myth) belong to this transitional period in the poet's life (1922).

Works
The venues in which Nima published his works are noteworthy. In the early years when the presses were controlled by the powers that be his poetry, deemed below the established norm, was not allowed publication. For this reason, many of Nima's early poems did not reach the public until the late 1930s. After the fall of Reza Shah, Nima became a member of the editorial board of the "Music" magazine. Working with Sadeq Hedayat, he published many of his poems in that magazine. Only on two occasions he published his works at his own expense: "The Pale Story" and "The Soldier's Family."

The closing of "Music" coincided with the formation of the Tudeh Party and the appearance of a number of leftist publications. Radical in nature, Nima was attracted to the new papers and published many of his groundbreaking compositions in them.

Ahmad Zia Hashtroudy and Abul Ghasem Janati Atayi are among the first scholars to have worked on Nima's life and works. The former included Nima's works in an anthology entitled "Contemporary Writers and Poets" (1923). The selections presented were: "Afsaneh," (Myth) "Ay Shab" (O Night), "Mahbass" (Prison), and four short stories.


My house is Cloudy


My house is overcast by clouds
Permanently weighed by a pall of cloud over the earth.
The wind, broken, desolate and intoxicated,
Whirls over the pass.
The world is laid waste by it
And my senses too!
O piper!
O you enchanted by the music of the pipe, where are you?

My house is cloudy, yet
The cloud is impregnated by rain.

Cherished by the illusion of my bright days,

I stand opposite the sun
I cast my gaze upon the sea.
And the entire world is desolated and ravaged by the wind
And the ever-playing piper progresses onto his path
In this cloudy world.

Wikipedia


Tuesday, 11-Nov-2008 13:19 Email | Share | | Bookmark
Duna Village ( روستای دونا - البرز مرکزی )

روستای دونا
 
 
View all 27 photos...
درود بر دوستان گرامی
این آلبوم و 2 آلبوم آینده شامل عکسهایی از مناطقی از البرز مرکزی و مسیری زیبا در این منطقه است
تیر ماه 1387
مسیر ما از پل زنگوله نزدیک سیاه بیشه در جاده چالوس آغاز شده و پس از گذر از چند روستای کوچک
و زیبا همچون دونا ، نسن ، پیل ، میناک و نیکنام ده به روستای یوش ، زادگاه نیما یوشیج شاعر معاصر
منتهی می شود . جاده ای زیبا و پر پیچ وخم مشابه جاده های رالی از خصوصیات بارز بود
کامیار ، برادر عزیزم در این سفر من را همراهی می کرد






یک روز بیاد ماندنی و زیبا بود. وزش باد و حرکت ابرها بین کوهها صحنه وصف ناپذیری بود
خیلی لذت بخش است وقتی در یک جاده مه آلود رانندگی می کنید و سپس با افزایش ارتفاع
بر روی ابرهایی قرار می گیرید که تا چند لحظه پیش شما را می آزردند و حالا این شما هستید که
احساس غرور میکنید چرا که ابرها زیر پای شما هستند و شما بر آنها مسلط شده اید
ما این موضوع را تجربه کردیم





سپس با گذر از شهر بلده وارد جاده ای زیبا می شویم در جهت شمال که به شهر رویان
و دریای خزر می رسد . نکته جالب توجه این مسیر این است که وقتی شما به ارتفاعات می رسید در
صورت مساعد بودن هوا همزمان می توانید قله دماوند را از یک طرف و دریای خزر را در سمت دیگر ببینید
البته موقعی که ما آنجا رسیدیم هوا در یک طرف ابری و مه آلود و در سمت دیگر صاف و آفتابی بود




Tuesday, 28-Oct-2008 13:44 Email | Share | | Bookmark
The Namakabroud touristic city( شهر توریستی نمک آبرود )

 
 
 
View all 39 photos...
شهرك نمك آبرود كه در دوازده كيلومتري غرب چالوس واقع شده قسمتي از اراضي منطقه را با وسعت تقريبي 650 هكتار در بر مي گيرد . حد شمالي اين اراضي را درياي خزر و حد جنوبي آن را ارتفاعات مدوبن ( از ارتفاعات سلسله جبال البرز ) تشكيل داده است . وجود پارك هاي جنگلي بنفشه و شمشاد در قسمت شمالي اين مجموعه با وسعت تقريبي 200 هكتار مناظر بديعي را در اين قسمت از اراضي به وجود آورده است . ضمن آنكه در جنوب اين اراضي دامنه كوه مدوبن به صورت جنگلي فشرده و با جاذبه هاي بصري فوق العاده واقع شده است

Namakabroud (also Namakabrud) is a touristic village in the Mazandaran province of Iran. Namak abrood has an aerial tramway which starts at the sea level near the shores of the Caspian Sea and ends on the top of the Alborz heights crossing dense forest area of northern Iran. There are numerous villa cities around it which form a vacation region for the people of Tehran.





از جاذبه های تفریحی نمک آبرود می توان به موارد زیر اشاره نمود
دو خط تله کابین ، باشگاه تیراندازی ، تفرجگاه ساحلی ،نمایشگاه حیوانات
بازارچه محلی ، شهر بازی ، باند پروازی ، رستوران و آبشار ،
پیست دوچرخه سواری ، پینت بال و سورتمه سواری







Thursday, 23-Oct-2008 16:15 Email | Share | | Bookmark
Niasar Old house & Cave ( عمارت کوشک قاجاریه و غار نیاسر )

 
 
 
View all 20 photos...
باغ تالار ازآثار دیدنی شهر نیاسر می باشد که درختان کهنسال آن زبانزد خاص و عام می باشد درختان سر به فلک کشیده که
بسیار زیبا و دل انگیز است در این باغ قدیمی و زیبا که آب چشمه اسکندریه در میان آن جاری و به آبشار منتهی می گردد و درختان آن از
این آب سیراب می شوند عمارت بسیار زیبا و بدیع بنا نهاده شده است که به کوشک تالار معروف است . این عمارت و بنای تاریخی که روبه ویرانی بود به همت شهرداری و همکاری مسئولین ذیربط مرمت شده و آماده بازدید مهمانان گرانقدر می باشد. از دیگر خصوصیات
این مکان مشرف بودن آن به تمامی شهر نیاسر و اطراف آن می باشد

غار نیاسر

غار رييس نياسر با درهاي ورودي آن در باغ‌تالار، معبدي بوده متعلق به پيروان آيين ميترا خداي ايران باستان
به احتمال زياد قدمت اين معبد به اوايل دوره پارت‌ها بر مي‌گردد
غار تاريخي نياسر درون توده سنگي از جنس تراورتن، در زير باغ تالار و باغ‌هاي مجاور آن تا زير محله سركمر گسترده شده است
در بلندترين نقطه نياسر واقع در باغ‌تالار، ورودي اصلي اين غار وجود دارد كه تا صخره‌هاي بالاي آبشار كشيده شده است
غار نياسر به طور كامل ساخته دست انسان است به جز يك يا دو اتاق كه در نزديكي در ورودي قرار دارند
شكي نيست كه اين غار معبد ميترا بوده است و پيدايش آن ممكن است به دوره اشكانيان (پارت‌ها) مرتبط باشد
بيشتر معبدهاي ميترا مانند غار نياسر در تاريكي كامل ساخته مي‌شده است
اين غار ورودي‌هاي ديگري نيز دارد
تعدادي از آنها در داخل صخره‌اي وجود دارند كه قسمت بالاي نياسر را از همسايگان پايين جدا مي‌سازد.اين ورودي‌ها كه رو به شرق قرار دارند در امتداد آبشار منظره زيبايي از نياسر را به نمايش گذاشته‌اند
نشانه‌هاي فرسايش آب بر روي صخره‌ها و سنگ‌ها دربر دارنده و گواهي اين حقيقت است كه غار خوش منظر اين ناحيه از زمان‌هاي بسيار قديم وجود داشته است
آبشار نياسر مدرك ديگري است كه غار، معبدي بوده متعلق به پيروان آيين ميترا
در زير آبشار دو سنگ آسياب وجود دارد كه به طرز شگفت‌آوري شبيه به يك يا دو سنگ آسيابي است كه در اعماق داخل غار ديده مي‌شود
شكي نيست كه وجود اين سنگ‌ها در داخل غار تاريك و هيجان‌انگيز به منظور آرد كردن گندم نبوده است بلكه بر اساس آداب و تشريفات مذهبي آيين ميتراييسم در مراسم قرباني دادن استفاده مي‌شده است
گفته مي‌شود، از اين سنگ‌ها به عنوان سرپوشي براي بستن ورودي‌هاي اتاق‌هاي كوچك غار استفاده مي‌شده است
هواي مطبوع و گردش هوا در سراسر غار وجود دارد
يكي از عميق‌ترين چاه‌هاي داخل غار 10 متر عمق دارد و هوا حتي در آن قسمت نيز جريان دارد
به منظور طي كردن راه در داخل غار، راهروها و حتي اتاق‌هايي وجود دارد كه به‌وسيله ليزخوردن يا سينه‌خيز رفتن و در جاهاي ديگر، به‌صورت خميده مي‌توان از آن عبور كرد
غار داراي يك ورودي بزرگ مي‌باشد كه در سال 1358 بر اثر زلزله خراب شده است
قسمت‌هايي از غار نيز كه متلاشي شده و از بين رفته، زير آوار زلزله قرار دارد
بيشتر ظروف سفالي در داخل غار مربوط به دوره ساساني بوده و مقداري نيز متعلق به دوره پارت‌ها مي‌باشد
با اين وجود مقداري ظروف سفالي از دوره اسلامي نيز در اطراف ورودي‌هاي غار ديده شده است

Niasar Cave

The villagers call the cave as Talar cave or Surakh Reis. In one of the gardens of the upper parts of Niasar, the main openings of the cave lead to inside the rocks.

The Niasar cave is thoroughly man-made (except for one or two natural chambers near the entrance openings). No doubt that the cave had been a Mitra temple. Its first cut possibly dates back to the Partian era. Most Mitra temples like the Niasar cave have been built in full darkness. This cave has other entrance openings, some of which are located inside a rock which separates the upper parts of Niasar from the lower neighborhoods. These openings which face the north along with the Niasar water fall make a beautiful scene visible from the village.

The signs of water erosion on the rocks bears testimony to the fact that the cave had been a scenic area in the times immemorial. The Niasar water fall is another proof that the cave had been a temple belonging to the followers of Mithraism. Down the water fall, there are two millstones and surprisingly one or two similar millstones can be seen deep inside the cave.

No doubt that the existence of these stones inside a dark and thrilling cave had not been for milling wheat but had rather been used for turning wheels during sacrifice ceremonies according to Mithraism rites.

According to Mr. Sheikhli, who has visited many caves throughout Iran, these stones were used as a cap to close the entrances to the small chambers of the cave. Current of air circulates throughout the cave well. One of the deepest wells inside the cave is 10 meters deep. In order to walk in most passages, corridors and even in small chambers of the cave, one has to creep and crawl. Even in some parts, the path is so narrow that it is not possible for one to pass through without stooping.

The cave had a big entrance opening which was destroyed in the 1980 earthquake. Parts of the cave were also collapsed onto the gardens located below it in the quake. Most earthenware objects inside the cave date back to the Sassanid era and some belong to the Partian period. However, some Islamic era pottery works can be seen around the openings of the cave.

On the rooftop of the cave, there are remnants of a building belonging to the Qajar period. Many fabulous stories are told by local people including one about how the stoneworker who made the cave has been spellbound and that the sound of his ax pounding the stone can be heard from inside the cave.

www.niasar.com
www.cais-soas.com







Tuesday, 14-Oct-2008 12:44 Email | Share | | Bookmark
The Niasar Waterfall ( چشمه و آبشار نیاسر کاشان )

 
 
 
View all 24 photos...
چشمه و آبشار نیاسر
چند متر پايين تر از آتشكده نياسر، چشمه آب تميز وخنكي جريان مي يابد و به روستا مي رود ، اين چشمه كه چشمه اسكندر نام دارد از قديمي ترين چشمه های شناخته شده است كه 1680 متر بالای سطح دريا مي باشد
آبهای روان از كنار آتشكده های زياد ديگری نيز جريان مي يابد كه اين مي تواند علامت پرستش آناهيتا ، الهه باروری و مرتبط با آب باشد در ادامه چشمه آبشار اسكندر وجود دارد و در قسمت پايين آبشار ، دو تا سنگ آسياب وجود دارد





The Niasar Spring
Some meters away from the Niasar Fire Temple there runs a clear cool spring towards the village. The spring, called Eskandar Spring, is one of the oldest known springs and is located 1680 meters above sea level. Following the spring, Eskandar Waterfall exists and in the lower part of the waterfall there are two millstones and surprisingly one or two similar millstones can be seen deep inside the cave.






www.niasar.com
www.openlearningcenter.com


[<<  <  3  4  5  6  7  8  9  [10]  11  12  13  14  15  16  17  >  >>]    [Archive]

© Pidgin Technologies Ltd. 2016

ns4008464.ip-198-27-69.net