|
|
| Tuesday, 11-Nov-2008 13:19 |
Email | Share | | Bookmark |
|
Duna Village ( روستای دونا - البرز مرکزی )
|
|
درود بر دوستان گرامی
این آلبوم و 2 آلبوم آینده شامل عکسهایی از مناطقی از البرز مرکزی و مسیری زیبا در این منطقه است
تیر ماه 1387
مسیر ما از پل زنگوله نزدیک سیاه بیشه در جاده چالوس آغاز شده و پس از گذر از چند روستای کوچک
و زیبا همچون دونا ، نسن ، پیل ، میناک و نیکنام ده به روستای یوش ، زادگاه نیما یوشیج شاعر معاصر
منتهی می شود . جاده ای زیبا و پر پیچ وخم مشابه جاده های رالی از خصوصیات بارز بود
کامیار ، برادر عزیزم در این سفر من را همراهی می کرد
یک روز بیاد ماندنی و زیبا بود. وزش باد و حرکت ابرها بین کوهها صحنه وصف ناپذیری بود
خیلی لذت بخش است وقتی در یک جاده مه آلود رانندگی می کنید و سپس با افزایش ارتفاع
بر روی ابرهایی قرار می گیرید که تا چند لحظه پیش شما را می آزردند و حالا این شما هستید که
احساس غرور میکنید چرا که ابرها زیر پای شما هستند و شما بر آنها مسلط شده اید
ما این موضوع را تجربه کردیم
سپس با گذر از شهر بلده وارد جاده ای زیبا می شویم در جهت شمال که به شهر رویان
و دریای خزر می رسد . نکته جالب توجه این مسیر این است که وقتی شما به ارتفاعات می رسید در
صورت مساعد بودن هوا همزمان می توانید قله دماوند را از یک طرف و دریای خزر را در سمت دیگر ببینید
البته موقعی که ما آنجا رسیدیم هوا در یک طرف ابری و مه آلود و در سمت دیگر صاف و آفتابی بود
|
|
|
|
|
|
| Tuesday, 28-Oct-2008 13:44 |
Email | Share | | Bookmark |
|
The Namakabroud touristic city( شهر توریستی نمک آبرود )
|
|
شهرك نمك آبرود كه در دوازده كيلومتري غرب چالوس واقع شده قسمتي از اراضي منطقه را با وسعت تقريبي 650 هكتار در بر مي گيرد . حد شمالي اين اراضي را درياي خزر و حد جنوبي آن را ارتفاعات مدوبن ( از ارتفاعات سلسله جبال البرز ) تشكيل داده است . وجود پارك هاي جنگلي بنفشه و شمشاد در قسمت شمالي اين مجموعه با وسعت تقريبي 200 هكتار مناظر بديعي را در اين قسمت از اراضي به وجود آورده است . ضمن آنكه در جنوب اين اراضي دامنه كوه مدوبن به صورت جنگلي فشرده و با جاذبه هاي بصري فوق العاده واقع شده است
Namakabroud (also Namakabrud) is a touristic village in the Mazandaran province of Iran. Namak abrood has an aerial tramway which starts at the sea level near the shores of the Caspian Sea and ends on the top of the Alborz heights crossing dense forest area of northern Iran. There are numerous villa cities around it which form a vacation region for the people of Tehran.
از جاذبه های تفریحی نمک آبرود می توان به موارد زیر اشاره نمود
دو خط تله کابین ، باشگاه تیراندازی ، تفرجگاه ساحلی ،نمایشگاه حیوانات
بازارچه محلی ، شهر بازی ، باند پروازی ، رستوران و آبشار ،
پیست دوچرخه سواری ، پینت بال و سورتمه سواری
|
|
|
|
|
|
| Thursday, 23-Oct-2008 16:15 |
Email | Share | | Bookmark |
|
Niasar Old house & Cave ( عمارت کوشک قاجاریه و غار نیاسر )
|
|
باغ تالار ازآثار دیدنی شهر نیاسر می باشد که درختان کهنسال آن زبانزد خاص و عام می باشد درختان سر به فلک کشیده که
بسیار زیبا و دل انگیز است در این باغ قدیمی و زیبا که آب چشمه اسکندریه در میان آن جاری و به آبشار منتهی می گردد و درختان آن از
این آب سیراب می شوند عمارت بسیار زیبا و بدیع بنا نهاده شده است که به کوشک تالار معروف است . این عمارت و بنای تاریخی که روبه ویرانی بود به همت شهرداری و همکاری مسئولین ذیربط مرمت شده و آماده بازدید مهمانان گرانقدر می باشد. از دیگر خصوصیات
این مکان مشرف بودن آن به تمامی شهر نیاسر و اطراف آن می باشد
غار نیاسر
غار رييس نياسر با درهاي ورودي آن در باغتالار، معبدي بوده متعلق به پيروان آيين ميترا خداي ايران باستان
به احتمال زياد قدمت اين معبد به اوايل دوره پارتها بر ميگردد
غار تاريخي نياسر درون توده سنگي از جنس تراورتن، در زير باغ تالار و باغهاي مجاور آن تا زير محله سركمر گسترده شده است
در بلندترين نقطه نياسر واقع در باغتالار، ورودي اصلي اين غار وجود دارد كه تا صخرههاي بالاي آبشار كشيده شده است
غار نياسر به طور كامل ساخته دست انسان است به جز يك يا دو اتاق كه در نزديكي در ورودي قرار دارند
شكي نيست كه اين غار معبد ميترا بوده است و پيدايش آن ممكن است به دوره اشكانيان (پارتها) مرتبط باشد
بيشتر معبدهاي ميترا مانند غار نياسر در تاريكي كامل ساخته ميشده است
اين غار وروديهاي ديگري نيز دارد
تعدادي از آنها در داخل صخرهاي وجود دارند كه قسمت بالاي نياسر را از همسايگان پايين جدا ميسازد.اين وروديها كه رو به شرق قرار دارند در امتداد آبشار منظره زيبايي از نياسر را به نمايش گذاشتهاند
نشانههاي فرسايش آب بر روي صخرهها و سنگها دربر دارنده و گواهي اين حقيقت است كه غار خوش منظر اين ناحيه از زمانهاي بسيار قديم وجود داشته است
آبشار نياسر مدرك ديگري است كه غار، معبدي بوده متعلق به پيروان آيين ميترا
در زير آبشار دو سنگ آسياب وجود دارد كه به طرز شگفتآوري شبيه به يك يا دو سنگ آسيابي است كه در اعماق داخل غار ديده ميشود
شكي نيست كه وجود اين سنگها در داخل غار تاريك و هيجانانگيز به منظور آرد كردن گندم نبوده است بلكه بر اساس آداب و تشريفات مذهبي آيين ميتراييسم در مراسم قرباني دادن استفاده ميشده است
گفته ميشود، از اين سنگها به عنوان سرپوشي براي بستن وروديهاي اتاقهاي كوچك غار استفاده ميشده است
هواي مطبوع و گردش هوا در سراسر غار وجود دارد
يكي از عميقترين چاههاي داخل غار 10 متر عمق دارد و هوا حتي در آن قسمت نيز جريان دارد
به منظور طي كردن راه در داخل غار، راهروها و حتي اتاقهايي وجود دارد كه بهوسيله ليزخوردن يا سينهخيز رفتن و در جاهاي ديگر، بهصورت خميده ميتوان از آن عبور كرد
غار داراي يك ورودي بزرگ ميباشد كه در سال 1358 بر اثر زلزله خراب شده است
قسمتهايي از غار نيز كه متلاشي شده و از بين رفته، زير آوار زلزله قرار دارد
بيشتر ظروف سفالي در داخل غار مربوط به دوره ساساني بوده و مقداري نيز متعلق به دوره پارتها ميباشد
با اين وجود مقداري ظروف سفالي از دوره اسلامي نيز در اطراف وروديهاي غار ديده شده است
Niasar Cave
The villagers call the cave as Talar cave or Surakh Reis. In one of the gardens of the upper parts of Niasar, the main openings of the cave lead to inside the rocks.
The Niasar cave is thoroughly man-made (except for one or two natural chambers near the entrance openings). No doubt that the cave had been a Mitra temple. Its first cut possibly dates back to the Partian era. Most Mitra temples like the Niasar cave have been built in full darkness. This cave has other entrance openings, some of which are located inside a rock which separates the upper parts of Niasar from the lower neighborhoods. These openings which face the north along with the Niasar water fall make a beautiful scene visible from the village.
The signs of water erosion on the rocks bears testimony to the fact that the cave had been a scenic area in the times immemorial. The Niasar water fall is another proof that the cave had been a temple belonging to the followers of Mithraism. Down the water fall, there are two millstones and surprisingly one or two similar millstones can be seen deep inside the cave.
No doubt that the existence of these stones inside a dark and thrilling cave had not been for milling wheat but had rather been used for turning wheels during sacrifice ceremonies according to Mithraism rites.
According to Mr. Sheikhli, who has visited many caves throughout Iran, these stones were used as a cap to close the entrances to the small chambers of the cave. Current of air circulates throughout the cave well. One of the deepest wells inside the cave is 10 meters deep. In order to walk in most passages, corridors and even in small chambers of the cave, one has to creep and crawl. Even in some parts, the path is so narrow that it is not possible for one to pass through without stooping.
The cave had a big entrance opening which was destroyed in the 1980 earthquake. Parts of the cave were also collapsed onto the gardens located below it in the quake. Most earthenware objects inside the cave date back to the Sassanid era and some belong to the Partian period. However, some Islamic era pottery works can be seen around the openings of the cave.
On the rooftop of the cave, there are remnants of a building belonging to the Qajar period. Many fabulous stories are told by local people including one about how the stoneworker who made the cave has been spellbound and that the sound of his ax pounding the stone can be heard from inside the cave.
www.niasar.com
www.cais-soas.com
|
|
|
|
|
|
| Tuesday, 14-Oct-2008 12:44 |
Email | Share | | Bookmark |
|
The Niasar Waterfall ( چشمه و آبشار نیاسر کاشان )
|
|
چشمه و آبشار نیاسر
چند متر پايين تر از آتشكده نياسر، چشمه آب تميز وخنكي جريان مي يابد و به روستا مي رود ، اين چشمه كه چشمه اسكندر نام دارد از قديمي ترين چشمه های شناخته شده است كه 1680 متر بالای سطح دريا مي باشد
آبهای روان از كنار آتشكده های زياد ديگری نيز جريان مي يابد كه اين مي تواند علامت پرستش آناهيتا ، الهه باروری و مرتبط با آب باشد در ادامه چشمه آبشار اسكندر وجود دارد و در قسمت پايين آبشار ، دو تا سنگ آسياب وجود دارد
The Niasar Spring
Some meters away from the Niasar Fire Temple there runs a clear cool spring towards the village. The spring, called Eskandar Spring, is one of the oldest known springs and is located 1680 meters above sea level. Following the spring, Eskandar Waterfall exists and in the lower part of the waterfall there are two millstones and surprisingly one or two similar millstones can be seen deep inside the cave.
www.niasar.com
www.openlearningcenter.com
|
|
|
|
|
|
| Saturday, 4-Oct-2008 14:49 |
Email | Share | | Bookmark |
|
Niasar - Kashan - Esfahan (چارتاقی و آتشکده نیاسر کاشان )
|
|
نیاسر شهری در کنار کویر نمک کاشان و آران و بیدگل که حدود 30 کیلومتر از کاشان فاصله دارد. و در شمال غرب آن واقع است
نیاسر آخرین و شمالی ترین شهر منطقه جغرافیایی استان اصفهان است و از حدود 41 باب مزرعه و 40 روستا و دهکده تشکیل شده است
همسایگان نیاسر روستاهای مشهد اردهال – حسنارود – اسحاق آباد- نشلج – استرک و . هستند
در اطراف نیاسر نیز کوههایی از رشته کوههای زاگرس (کرکس) پوشانده است
اطراف نیاسر به جز یک ضلع همه با کوههای بلند پوشیده است
The green and beautiful resort village of Niasar is located 28 kilometers west of Kashan. One of the roads leading to Niasar passes through Ravand (12 kilometers northwest of Kashan). Ravand is the last city on the road which connects Tehran to Kashan. At this city, an asphalted road branches from the main road towards the west and 20 kilometers away it reaches Niasar-Mashhad Ardehal juncture. From this juncture, a road runs eight kilometers to reach Niasar village and another road goes to Mashhad Ardehal (the shrine of Sultan Ali where carpet washing ceremonies are held, and the tomb of famous Iranian poet Sohrab Sepehri) and then to Delijan on Tehran-Isfahan road. By using a motor vehicle, one can get to Niasar village through Ravand juncture.
The green village of Niasar, located at the center of a desert region, has a beautiful scene. In January and February, blossoms of almond trees add to the beauty of the village.
چارتاقي نياسر، بنايي باستاني از اواخر عصر اشكاني و يا اوايل عصر ساساني است
اين بنا جزو كهنترين و بزرگترين نمونههاي چارتاقي ايران و سالمترين آنها است
بنا با قاعدهاي مربعشكل، اما درواقع ذوزنقهاي با اضلاع تقريبي 12 متر است كه براي ساخت آن تنها از سنگهاي آهكي رسوبي و ملات گچ استفاده شده است . سبكي سنگهاي متخلخل و سختي اندك و انعطافپذيري ملات آن، موجب تحمل زمينلرزهها و پايداري بنا در عمر نزديك به دوهزار سال آن شده است
چهار سوي اين بنا همانند ديگر چارتاقيها كاملاً باز بوده و هيچگونه در يا پنجره و بازدارندههاي ديگري براي ورود به آن، وجود نداشته است
Niasar Fire Temple
A building with a dome over a rock at the highest point of Niasar village can be seen from distance. This is the same penthouse that has remained intact since the time of Sassanid dynasty. The book, Qom-Nameh reads: "Niasar which has been founded by Ardeshir Babakan, is also known as Niansar."
The road to Niasar is divided into two ways beside the orchards of Niasar. The left route leads to the village and the right one built for access to the stone mine goes past the fire temple. This stretch of road has become rugged and bumpy as a result of the transport of heavy duty mining equipment to the region. Villagers call the upper part of Niasar "Talab" and the lower part "Darab". The fire temple overlooks Talar.
The penthouse is 14 by 14 meter building which contains a chamber with a dome over it. There are no walls on the four sides of the chamber. The fire temple has been made of stones put together with a mortar of plaster. The stones used in the lower part of the building are normal and those used in the arches and in the upper parts are square-shaped, looking like big bricks.
The lower parts of the building have been coated with plaster in recent years. All walls surrounding the fire temple are likely to have been decorated with stucco carvings in the past.
تا مدتها بر پايه روايتهاي داستانگونه كتاب (قمنامه) احتمال داده ميشد كه اين بنا آتشكدهاي از زمان اردشير ساساني باشد؛ اما تاكنون شواهد باستانشناختي و منابع مكتوب آنرا تائيد نكرده است
در سال 1380 كاربرد اين بنا و نيز ديگر چارتاقيهاي ايران، بهعنوان يك تقويم آفتابي يا شاخص اندازهگيري زمان با استفاده از تغييرات ميل خورشيد، توسط رضا مرادي غياثآبادي شناسايي شد
آنگونه كه در نقشههاي آن ديده ميشود؛ ساختار تقويمي اين بنا به گونهاي است كه در آغاز و ميانه هر يك از فصلهاي سال، پرتوهاي خورشيد بامدادي به شكلي خاص از ميان پايههاي بنا ديده ميشده و هنوز نيز ديده ميشود
دقت محاسبات تقويمي در اين چارتاقي در بين ديگر تقويمهاي آفتابي دنيا بينظير است و نشاندهنده تواناييهاي علمي نياكان ماست
The main dome of the fire temple collapsed in previous eras. Before the revolution, the dome was reconstructed thanks to the efforts of Colonel Bahonar from the Ministry of Culture and Art. However, the dome of the temple has been modeled on Islamic era domes while according to the famous French archaeologist Andre Godar, the main dome had been like an egg.
Around a number of fire temples there used to be a number of other premises where Zoroastrian monks gathered together for worship. Although it is not known whether this building was used for this purpose, there are rows of stones laid together near the fire temple which are remnants of a building belonging to the Sassanid era.
Since the fire over the Niasar penthouse could be seen from distance, the building might have had a symbolic role. One of such fire temples, is Kohneh Dezh or Khorram Dasht penthouse around the city of Kashan. Nothing has been left of the dome of the fire temple but its slanting ceilings were reconstructed a few years ago.
Magnificent premises used to surround the fire temple of which only some small pieces of stone can now be seen on the ground. A few meter down the fire temple, a spring of cool and clear waters flows through the Talar mosque and goes on to the village. It is surprising that running waters exit beside many other fire temples. Some of them bear signs of worshiping Anahita, the goddess of cultivation and fertility.
There is an interesting point in the structure of the fire temple and that is some of the stones used in the building has an older and different cut than others. This stone had been quarried from a cave down the temple for use in the construction of the fire temple. This reveals the fact that the Niasar cave is older than the fire temple.
چارتاقي نياسر از لحاظ بررسي شيوههاي معماري در گذشته، شيوههاي بديع و مبتكرانه ساخت و ساز تاقها بدون قالب پيشساخته، روش جالب تبديل پلان مربع بنا به دايره گنبد آن، تناسبهاي هندسي متوازن و منحصر بهفرد در طراحي آن و رعايت تناسب طلايي در اجزاي آن، جالب توجه و شگفتانگيز است
ممكن است كه در دوران باستان آيينهاي ديني زرواني نيز در اين مكان برگزار ميشده كه امروزه آگاهي چنداني از آن در دست نيست
در آيين زروان حركات خورشيدي و وزش باد كه هر دو تجلي زمان هستند؛ از اهميت فراواني برخوردار بودهاند
چشمهاي زلال با درخت چناري كهنسال و مسجدي نوساز بر جاي نيايشگاهي باستاني، نمونههايي از آن است
چارتاقي نياسر امروزه به يكي از ميعادگاههاي علاقهمندان نجوم و ستارهشناسي در ايران تبديل شده است
ارتفاع زياد نياسر، آسمان پاكيزه و درخشان، امكانات فراوان، نزديكي به پايتخت و برخي از شهرهاي بزرگ، طبيعت دوستداشتني و از همه مهمتر وجود يك بناي علمي باستاني، عواملي براي اين انتخاب بوده است
www.niasar.com
www.cais-soas.com
|
|
|
|
|
|
| Sunday, 7-Sep-2008 12:07 |
Email | Share | | Bookmark |
|
Persepolis archaeological complex ( مجموعه باستانی پارسه )
|
|
*********************************************
|
|
|
|
|
|
| Tuesday, 22-Jul-2008 17:00 |
Email | Share | | Bookmark |
|
The Cube of Zoroaster( کعبه زرتشت در نقش رستم )
|
|
کعبه زرتشت
این ساختمان بسیار زیبا و مکعب شکل در دو قرن اخیر نام کعبه زرتشت را به خود گرفت
زیرا خیال کرده اند که با آئین زرتشت ، پیامبر ایران باستان رابطه داشته است
این در حالی است که چنین نبوده و این نام دارای سابقه تاریخی نیست
و مانند تخت جمشید و نقش رستم از باورهای اسطوره ای گرفته شده است
The Ka'ba-ye Zartosht (alt: Kaba-ye Zardusht, Kaba-ye Zardosht), meaning the "Cube of Zoroaster", is a 5th century BCE Achaemenid-era tower-like construction at Naqsh-e Rustam, an archaeological site just northwest of Persepolis, Iran.
مهارت و دقتی که در برش و حجاری سنگهای حجیم سفید و مشکی این بنا به کار رفته
استادی هنرمندان و سبک معماری دوران هخامنشی را به خوبی نمایان می سازد
این بنا توسط مهاجمین نا آگاه به سختی آسیب دیده ولی در عین حال به عنوان یکی
از مهمترین آثار تاریخی ایران مورد توجه می باشد
The name Ka'ba-ye Zartosht probably dates to the 14th century, when many pre-Islamic sites were identified with figures and events of the Qur'ān or the Shāhnāme. The structure is not actually a Zoroastrian shrine, nor are there reports of it ever having been a pilgrimage site.
The structure, which is a copy of a sister building at Pasargadae, was built either by Darius I (r. 521-486 BCE) when he moved to Persepolis, by Artaxerxes II (r. 404–358 BCE) or Artaxerxes III (r. 358–338 BCE). The building at Pasargadae is a few decades older. The wall surrounding the tower dates to Sassanid times.
ارتفاع آن5/12 متر و هر یک از اضلاع آن25/7 متر طول دارد
قسمت زیرین آن توپر ساخته شده اما در بالای ساختمان اتاقی با اندازه 5/2 در 5/2 متر وجود دارد
کاربرد این اتاق موجب بحث و نظریه های زیادی شده است
عده ای آن را آتشکده می دانند اما محل آن و بی نفوذ بودنش این فرضیه را مردود می سازد
گروهی آن را محل نگهداری اسناد و کتب و یا حتی جای نگهداری جسد مومیائی شده شاهان
پیش از ساختن و قرار گرفتن در آرامگاهشان می دانند که در آنجا به امانت گذاشته می شدند
ولی پلکان بلند و سخت این بنا و محل تنگ آن این فرضیه را هم مردود می کند
The square tower is constructed of white limestone blocks, that - unlike those of the sister building - are held in place by iron cramps. Mortar was not used in its construction. Each side of the building is 7.25 m wide. The 12.5 m high structure has a slightly pyramidal roof and stands on a 1.5 m high three-stepped plinth. Each face of the building is decorated with slightly recessed false windows of black limestone.
The structure has a one square inner chamber, 5.70 m high and 3.70 m wide, access to which is through a doorway with a decorated lintel in the upper half of the tower. The chamber once accessible by a flight of steps, only the lower half of which has survived. The 1.70 m wide and 1.90 m high door was of solid stone that was originally firmly closed but has since disappeared.
بهترین تعبیر آن است که این بنا را ابتدا جهت آرامگاه ساخته بودند ، ولی
بعد که داریوش بزرگ نوع آرامگاه شاهی را از بنای ساختمانی به مقبره درون کوه تغییر می دهد
این بنا به همین شکل باقی می ماند
یک پلکان سی پله ای برای این بنا ساخته بوده اند که قسمت فوقانی آن توسط عده ای نا آگاه
در طول دورانهای مختلف تاریخی و معاصر نابود گردیده است
From a reference to fire altars in a Sassanid-era inscription on the building it was inferred that the structure was once a fire altar, or perhaps as an eternal-flame memorial to the emperors whose tombs are located a few meters away. This theory has however since been rejected since the lack of cross-ventilation would have soon choked the flame, and in any case, the author of the inscription is unlikely to have known the purpose of the building seven centuries after its construction.
A later opinion suggested that both it and its sister building were safety boxes for the "paraphernalia of rule".
Today, "most scholars" consider the structure to be an Achaemenid royal tomb, and it has been observed that both the Ka'ba-ye Zartosht and its sister building at Pasargadae "more closely correspond to the description of Cyrus the Great's tomb by Arrian (6.29) and Strabo (15.3.7) than does the monument in Pasargadae which is commonly attributed to this king .
کتیبه ای طولانی در اطراف دیوار پائینی بنا نقش شده است
این کتیبه به سه زبان پهلوی ساسانی ( پارسی میانه ) ، پهلوی اشکانی و یونانی حک شده است
موضوع اصلی آن شرح حوادث تاریخی دوران شاپور یکم و به خصوص جنگ ایران و رم است
در آن جنگ سه امپراتور رومی گردیانوس ، فیلیپ عرب و والرین به سختی شکست خوردند
و والرین پس از اسارت در بیشاپور زندانی گشت
کتیبه دیگر در زیر کتیبه شاپور یکم است و به زبان پهلوی اشکانی و در نوزده سطر به دستور
کرتیر موبد موبدان نقش شده است . در این کتیبه کرتیر ضمن معرفی خود و القابش به شرح
خدماتی که در راه دین زرتشت انجام داده می پردازد و از رسیدنش به جایگاه موبد بزرگ
و دادور ( قاضی ) تمام کشور و سرپرستی معابدآناهیتا سخن می راند
همچنین در این کتیبه از قتل عام مردم غیر زرتشت و نابود کردن نیایشگاه های غیر از آتشکده
اشاره ای شده است
The Sassanid-era wall surrounding the structure has four inscriptions dating to the 3rd century.
The trilingual inscription ('KZ') of Shapur I (241-272) is on the eastern (Middle Persian text), western (Parthian text) and southern (Greek text) walls. A Middle Persian inscription of the high priest Kartir - the 'KKZ' inscription - is below Shapur's on the eastern wall.
این بنا تا نیمه در خاک مدفون بوده و درحدود سال 1310 خورشیدی
توسط اریخ اشمیت حفاری و نمایان شد
نوشتار انگلیسی : ویکی پدیا
|
|
|
|
|
|
| Saturday, 5-Jul-2008 13:05 |
Email | Share | | Bookmark |
|
Naqsh-e Rustam archaeological site ( پایگاه باستانی نقش رستم )
|
|
نقش رستم نام یک پایگاه باستانی در استان فارس ایران است که یادمانهایی از عیلامیان، هخامنشیان و ساسانیان را در خود جای داده است. از جمله یادمانهای نقش رستم میتوان به آرامگاه چند تن از پادشاهان هخامنشی ( از جمله داریوش کبیر و خشایارشا )، نقش برجستههایی از وقایع مهم دوران ساسانیان ( از جمله تاجگذاری اردشیر بابکان و پیروزی شاپور اول بر امپراتوران روم )، بنایی موسوم به کعبه زرتشت و نقش برجسته ویران شدهای از دوران عیلامیان اشاره کرد. نقش رستم در فاصله 6 و نیم کیلومتری از تخت جمشید واقع شده است و نام آن مانند نامهای تخت جمشید، نقش رجب و بسیاری نامهای مکانهای تاریخی دیگر، وجه تسمیه تاریخی ندارد
Naqsh-e Rustam (in Persian: نقش رستم Nāqš-e Rostām) is an archaeological site located about 7 km northwest of Persepolis, in Fars province, Iran. Naqsh-e Rustam lies a few hundred meters from Naqsh-e Rajab.
The oldest relief at Naqsh-e Rustam is severely damaged and dates to c. 1000 BCE. It depicts a faint image of a man with unusual head-gear and is thought to be Elamite in origin. The depiction is part of a larger mural, most of which was removed at the command of Bahram II. The man with the unusual cap gives the site its name, Naqsh-e Rostam, "Picture of Rostam", because the relief was locally believed to be a depiction of the mythical hero Rostam.
*************************************************************
آرامگاه چهار شاه هخامنشی در نقش رستم جای گرفته است. هر چهار آرامگاه شکلی صلیبی دارند و در دل کوه با ارتفاع قابل توجهی از سطح زمین قرار دارند
Four tombs belonging to Achaemenid kings are carved out of the rock face. They are all at a considerable height above the ground.
The tombs are known locally as the 'Persian crosses', after the shape of the facades of the tombs. The site is known as salīb in Arabic (صليب), perhaps a corruption of the Persian word chalīpā, "cross". The entrance to each tomb is at the center of each cross, which opens onto to a small chamber, where the king lay in a sarcophagus. The horizontal beam of each of the tomb's facades is believed to be a replica of the entrance of the palace at Persepolis.
آرامگاه داریوش اول
از بین چهار آرامگاه موجود، فقط این آرامگاه کتیبه دارد و تعلق آن به داریوش اول محرز است. در شاخه بالایی آرامگاه، شاه با لباس پارسی و کمان به دست بر روی سکویی سه پله ایستاده و در حال انجام مراسمی است که میتواند شاهی یا مذهبی باشد. تصویر فروهر یا به عقیدهای اهورا مزدا در بالای سر و پیشاپیش پادشاه قرار گرفته است و شاه دست خود را به علامت احترام رو به این تصویر گرفته. سی تن از نمایندگان قبایل مختلف تخت شاهی و سکوی سه پله روی آن را حمل میکنند
در قسمت میانی آرامگاه حفرهای وجود دارد که ورودی آن مشابه درها و سرستونهای هخامنشی در سنگ حجاری شده و نمایی از یک ساختمان مشابه ساختمانهای تختجمشید را نشان میدهد
درون حفرهی آرامگاه سه اتاقک در دل کوه کنده شده است که در هر یک سه گور صندوق مانند قرار دارد. تمام این اتاقکها و گورها خالیاند و احتمالاً توسط لشکر اسکندر غارت شدهاند
One of the tombs is explicitely identified by an accompanying inscription to be the tomb of Darius I
آرامگاه خشایارشا
این آرامگاه در سمت راست آرامگاه داریوش اول قرار گرفته و بجز فقدان کتیبه و برخی اختلافهای جزئی در نقشهای برجسته، کاملاً مشابه آن آرامگاه است. از میان آرامگاههای چهارگانه مورد بحث، آرامگاه خشایارشا بهتر از همه حفظ شده است و جزئیات سنگتراشیهای آن سالم ماندهاند
معماری داخل حفرهی آرامگاه با آرامگاه داریوش اول تفاوتهای اساسی دارد
The other three tombs are believed to be those of Xerxes I (r. 486-465 BCE), Artaxerxes I (r. 465-424 BCE), and Darius II (r. 423-404 BCE) respectively. A fifth unfinished one might be that of Artaxerxes III, who reigned at the longest two years, but is more likely that of Darius III (r. 336-330 BCE), last of the Achaemenid dynasts.
The tombs were looted following the conquest of the Achaemenid empire by Alexander the Great
آرامگاه اردشیر اول
این آرامگاه در سمت چپ آرامگاه داریوش اول واقع شده است و حجاری آن در مقایسه با دو آرامگاه پیشین بسیار بیدقت است
آرامگاه داریوش دوم
این آرامگاه غربیترین (منتهی الیه سمت چپ) آرامگاه هخامنشی نقش رستم است و آن را به داریوش دوم منتسب میدانند
*************************************************************
تاجگذاری اردشیر بابکان
این یادمان در گوشه شرقی محوطه در ارتفاع دو متری از سطح زمین قرار گرفته و با توجه به کتیبههای آن به سه زبان قارسی میانه، پارتی و یونانی، صحنهای را نشان میدهد که اردشیر بابکان (سمت راست) دارد حلقه شاهی را از اهورامزدا (سمت چپ) دریافت میکند؛ هم شاه و هم اهورامزدا سوار بر اسباند و زیر پای اسب هرکدام یک نفر افتاده است. فرد زیر پای اسب اردشیر باید اردوان (آخرین شاه اشکانی) باشد و دیگری اهریمن
The investiture relief of Ardashir I :
The founder of the Sassanid Empire is seen being handed the ring of kingship by Ahura Mazda. In the inscription, which also bears the oldest attested use of the term 'Iran' (see "etymology of 'Iran'" for details), Ardashir admits to betraying his pledge to Artabanus V (the Persians having been a vassal state of the Arsacid Parthians), but legitimizes his action on the grounds that Ahuramazda had wanted him to do so. This is absolutely false. This image is a continuation of dynasties. It is a depiction of acheamanian king exchanging the ring of convenant with a Sassanid king. The statues are done in Modern Sassanid art form but the right statue has the features from Persopolis and the king on the left has a more modern depiction of a sassanid king. Persians have never had depiction for Ahura Mazda.
*************************************************************
پیروزی شاپور اول بر امپراتوران روم
این یادمان نزدیک به سطح زمین و در فاصلهی ده متری سمت چپ مقبره داریوش اول قرار گرفته است و شکست والرین و فیلیپ عرب از شاپور اول را نشان میدهد. کرتیر موبد بانفوذ عصر ساسانی پشت سر شاه قرار گرفته و مچ دست والرین در دست شاه است
The triumph of Shapur I :
This is the most famous of the Sassanid rock reliefs, and depicts Shapur's victory over two Roman emperors, Valerian and Philip the Arab. A more elaborate version of this rock relief is at Bishapur.
بهرام دوم و درباریان او
این یادمان سمت راست یادمان تاجگذاری اردشیر بابکان قرار گرفته و بر روی نقش برجسته دیگری قرار دارد که احتمالاً مربوط به عیلامیان است. در این یادمان بهرام دوم و همراهان او نقش بستهاند و بجز شاه بقیه به حالت نیمتنه حجاری شدهاند
The "grandee" relief of Bahram II (r. 276-293) :
On each side of the king, who is depicted with an oversized sword, figures face the king. On the left stand five figures, perhaps members of the king's family (three having diadems, suggesting they were royalty). On the right stand three courtiers, one of which may be Kartir. This relief is to the immediate right of the investiture inscription of Ardashir (see above), and partially replaces the much older relief that gives Nashq-e Rostam its name.
*************************************************************
نبرد بهرام دوم با دشمنان
درست زیر آرامگاه داریوش اول یادمانی با دو صحنه جنگ قرار گرفته است که بخش پایینی آن مربوط به بهرام دوم و بخش بالایی احتمالاً مربوط به بهرام سوم است
The two equestrian reliefs of Bahram II (r. 276-293):
The first equestrian relief, located immediately below the fourth tomb (perhaps that of Darius II), depicts the king battling a mounted Roman soldier.
The second equestrian relief, located immediately below the tomb of Darius I, is divided into two registers, an upper and a lower one. In the upper register, the king appears to be forcing a Roman enemy from his horse. In the lower register, the king is again battling a mounted Roman soldier.
Both reliefs depict a dead enemy under the hooves of the king's horse.
*************************************************************
به شاهی رسیدن نرسی
سمت راست آرامگاه داریوش اول یادمانی قرار دارد که به شاهی رسیدن نرسی را نمایش میدهد. در این یادمان نرسی حلقه شاهی را از دست آناهیتا دریافت میکند
The investiture of Narseh (r. 293-303):
In this relief, the king is depicted as receiving the ring of kingship from a female figure that is frequently assumed to be the divinity Aredvi Sura Anahita. However, the king is not depicted in a pose that would be expected in the presence of a divinity, and it hence likely that the woman is a relative, perhaps Queen Shapurdokhtak.
*************************************************************
جنگهای آذر نرسه و هرمز دوم
این یادمان زیر آرامگاه اردشیر اول قرار دارد و دو صحنه جنگ را تصویر میکند
The equestrian relief of Hormizd II (r. 303-309):
This relief is below tomb 3 (perhaps that of Artaxerxes I) and depicts Hormizd forcing an enemy (perhaps Papak of Armenia) from his horse. Immediately above the relief and below the tomb is a badly damaged relief of what appears to be Shapur II (r. 309-379) accompanied by courtiers.
*************************************************************
یادمان ناتمام
سمت راست آرامگاه داریوش اول یادمانی ناتمام قرار دارد که ظاهراً عملیات ساخت آن به دلیل حمله اعراب و سقوط پادشاهی ساسانی نیمهکاره مانده است. در میان این یادمان، نوشتهای به خط نستعلیق و در بیست و چهار سطر به چشم میخورد که متن یک وقفنامه است و ارزش تاریخی ندارد مربوط به سال 1237 قمری
*************************************************************
نوشتار از
wikipedia
1387/04/15
|
|
|
|
|
|
| Wednesday, 18-Jun-2008 13:50 |
Email | Share | | Bookmark |
|
Tal Takht Castle ( استحکامات تل تخت - پاسارگاد )
|
|
استحکامات تل تخت
تل تخت بر بلندای تپه ای که بر دشت پاسارگاد مسلط است و در حدود 6000 متر مربع وسعت دارد بنا شد
ارتفاع آن از کف دشت 50 متر است که بخشی از آن را توسط بیست ردیف سنگ تراشیده شده
به شکل دیواره ای در سه جانب آن درست کرده اند تا به شکل سکوئی برای ایجاد بناهای مختلف در آید
آثار موجود در تل تخت را به چهار دوره نسبت داده اند
دوره نخست شامل ایجاد دیواره های سنگی و بناهایی بر بالای صفه در زمان کورش بزرگ
در حدود سال 540 پیش از میلاد مسیح
دوره دوم بین سالهای 500 تا 280 پیش از میلاد مسیح
در این دوره داریوش بزرگ بر صفه برج و باروی محکم برآورد و جانشینان وی بر آن افزودند
دوره سوم بین سالهای 280 تا 180 پیش از میلاد مسیح
این دوره که مربوط به زمان سلوکیان و پادشاهان محلی است که از این بنا به عنوان دژ استفاده می شده است
و دوره چهارم که از آغاز دوره اسلامی است
|
|
|
|
|
|
| Friday, 13-Jun-2008 13:18 |
Email | Share | | Bookmark |
|
The Tomb of Kambudjie( آرامگاه کمبوجیه - پاسارگاد )
|
|
آرامگاه کمبوجیه
یکی از آثار بسیار زیبا که به اوائل دوره هخامنشیان تعلق دارد بنای چهار گوش برج مانندی است
که در دوران اسلامی به زندان سلیمان شهرت یافته است و اکنون تنها یک دیواره از آن باقی مانده است
گروهی آن را مقبره کمبوجیه ، پسر و جانشین کورش و بعضی آن را آتشکده یا نیایشگاه می دانند
برخی هم آن را گنج خانه کورش خوانده اند ولی احتمال اینکه آرامگاه کمبوجیه باشد بیشتر است
این برج شبیه بنایی است که در نقش رستم قرار دارد و به نام کعبه زرتشت معروف است
ارتفاع برج نزدیک به 14 متر و قاعده آن حدود 7در7 متر است که بر سکویی سه پله ای
قرار داشته است . درِ ورودی این بنا در جهت شمال غربی تعبیه شده و نزدیک به 7/5 متر
از سطح زمین ارتفاع دارد . یک پلکان 29 پله ای به اتاق بالای برج می رفته است
درب برج طوری ساخته شده بوده که وقتی بسته می شده دیگر نمی توانسته باز شود
و این نکته به آرامگاه بودن بنا نسبت دارد
دیوارهای این برج از سنگ سفید و مرمر نما ساخته شده است ولی برای تزئین آن
تعداد زیادی گودیهای کوچک مستطیلی شکل در ردیفهای منظم و نیز 10 عدد گودی پنجره مانند
که ( پنجره کور ) نامیده می شوند در جوانب آن درآورده اند و این پنجره ها را با سنگهای
سیاه قاب گرفته اند
و در همین مورد بخوانید
فعاليتهاي كشاورزي در 100 متري "تُل تخت" در پاسارگاد منجر به شناسايي و كشف "در سنگي" بزرگي شد. پژوهشهاي باستانشناسي اثبات ميكند اين در سنگي متعلق به آرمگاه كمبوجيه بوده و شواهد "در" حاكي از آن است كه آرامگاه كمبوجيه نيايشگاهي از دوره كوروش كبير است. «افشين يزداني»، باستانشناس بنياد پژوهشي پارسه ـ پاسارگاد با اعلام اين مطلب به ميراث خبر گفت: «تخته سنگي كه از 5 قطعه سنگ شكسته تشكيل شده به ابعاد يك متر و 60 سانتي متر، اسفند سال گذشته در حين فعاليتهاي كشاورزي در 100 متري تُل تخت پيدا شد و از آن زمان تا كنون مسكوت ماند تا مطالعات روي آن انجام شود. در همان زمان اين قطعه سنگ به سرعت به پژوهشكده پاسارگاد منتقل و مطالعات باستانشناسي روي آن آغاز شد.»50 سال پيش مرحوم سامي، باستانشناسي كه روي دوره هخامنشي كار مي كرد، قطعه سنگ ديگري را كه شباهت زيادي به قطعه سنگ تازه كشف شده دارد در "تُل تخت" كشف ميكند. در همان زمان استروناخ، باستانشناس آمريكايي اين قطعه سنگ را متعلق به بناي منسوب به مقبره كمبوجيه يا به قول محليها بناي زندان ميداند و طرحي را به عنوان ورودي اين بناي نيمه ويران روي كاغذ پياده ميكند. بر اساس طرح استروناخ در ورودي مقبره كمبوجيه، از دو لنگه در سنگي كه هر لنگه 6 قاب مستطيل شكل دارد تشكيل شده است. همچنين در بالا و پايين هر 6 قاب، 3 عدد گل 12 پر كار شده است. يزداني در اين مورد گفت: «همانطور كه استروناخ نيز در زمان طراحي "در" آن را مشكوك دانسته بود، بايد گفت كه با كشف در سنگي جديد نظريه استروناخ اشتباه بوده است. با توجه به اين نمونه، ورودي آنچه مقبره كمبوجيه خوانده ميشود از دو لنگه در سنگي كه هر لنگه دو قاب مستطيل شكل به اندازههاي 35 در 59 سانتيمتر كه در بالا و پايين 3 عدد گل 12 پر دارد، تشكيل شده است.»وي افزود: « در قسمت بالاي اين سنگ كه ورودي بنا را تشكيل مي دهد، يك حاشيه تزئيني وجود دارد كه عناصر آن براي نخستين بار در هنر پاسارگاد ديده ميشود. اين عناصر شامل يك رديف تزئين معروف به دوك و مهره است و در بالا رديف ديگري به نام تزئين تخم مرغي شكل دارد. »به گفته يزداني، ويژگيهاي بازسازي ارائه شده توسط هيات باستانشناسي پارسه ـ پاسارگاد بيانگر آن است كه ارتفاع هر لنگه در 175 سانتيمتر بوده است.آثار تزئيني از جمله ويژگيهاي هنر پاسارگاد است كه در هنر تختجمشيده ديده نميشود و به خوبي بيانگر ارتباط هنر پاسارگاد با مناطق غربي امپراطوري هخامنشي است.اين بازسازي نشان ميدهد قطعه سنگ تازه يافت شده با توجه به شيوه ساخت، يك ورودي جايگزين به جاي ورودي دوره اصلي است. با توجه به آثار موجود روي بناي مقبره كمبوجيه و ارتفاع بازسازي شده، در بالا و پايين "در" فضاهايي به بلندي 4 سانتيمتر به صورت خالي وجود داشته است كه امكان تهويه هواي اطاق بنا را به وجود ميآورده است.همچنين در بالاي گوشه قطعات به دستآمده برشي ديده ميشود كه به اعتقاد هيات باستانشناسي در بهبود تهويه هواي اطاق مثمر ثمر بوده است.در نوشتههاي بيستون آمده است پساز مرگ كمبوجيه، "گئومات" با ناميدن نام "برديا"، فرزند مقتول كوروش، قدرت دولت هخامنشي را به دست ميگيرد و اقدام به تخريب نيايشگاهها يا به زبان باستاني "آيدانههاي" هخامنشي ميكند. داريوش به صراحت در كتيبه بيستون بيان ميكند كه پساز كشته شدن گئومات دروغي به دست وي اقدام به بازسازي نيايشگاههاي تخريب شده ميكند. يزداني ميافزايد: «شواهد موجود در "در سنگي" به خوبي تاييد كننده بازسازي ورودي بنا در زماني پس از كوروش و تاريخ اوليه حكومت داريوش بزرگ است.» وي با استناد به اين موضوع و اينكه نمونه بناي منسوب به آرامگاه كمبوجيه در نقش رستم توسط داريوش ساخته شده است ، به ميراث خبر گفت: «از ميان سه گزينه مطرح شده براي كاربري اين بنا يعني آرامگاه كمبوجيه، محل نگهداري اسناد دودماني و آتشكده، با توجه به يافتههاي اخير اين بنا نيايشگاهي از دوره كوروش است.»يزداني اعلام كرد: «به زودي اين نظريه كه اكنون براي هيات باستانشناسي پاسارگاد به اثبات رسيده به صورت مقالهاي به چاپ مي رسد.»به اعتقاد وي شكل و كاربري اين بنا در زمان كوروش به اندازهاي مهم بوده كه داريوش نمونه مشابه آن را در نقش رستم ميسازد كه امروز به آن كعبه زرتشت گفته ميشود.مقبره كمبوجيه كه امروز آن را به عنوان آتشكدهاي از دوره كوروش كبير معرفي ميكنند، اثري منحصر به فرد محسوب ميشود كه با نام بناي زندان در فهرست ميراث جهاني به ثبت رسيده است.اين بنا در مجموعه پاسارگاد و در مسير كاخهاي اختصاصي و بارعام با تُل تخت واقع شده است
http://hakhamaneshian1.blogfa.com/
|
|
|
|