|
|
| Thursday, 19-Feb-2009 19:16 |
Email | Share | | Bookmark |
|
Take a Trip to Yazd ( سفر به یزد )
|
|
یَزد مرکز استان یزد و مرکز منطقه وسیع و باستانی و کویری ای با همین نام در کشور ایران است و در فاصله ۶۷۷ کیلومتری جنوب شرق تهران قرار دارد. جمعیت این شهر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران برابر با ۴۲۳٬۰۰۶ نفر بوده است.
یزد به شهر بادگیرها معروف است. به «دارالعباده»، «شهر دوچرخهها»، «شهر شیرینی»، «شهر قنات و قنوت و قناعت» و «شهر آتش و آفتاب» نیز شهرت دارد
میدان امیرچخماق، باغ دولت آباد، زندان اسکندر (مدرسه ضیاییه)، آتشکده زرتشتیان، ساعت مارکار، برج و باروی شهر، خانه های قدیمی چون خانه لاری ها و خانه عرب ها و خانه مرتاض و خانه رسولیان و خانه ملک التجار و خانه محمودی و ...، دخمه های زرتشتیان، حمام خان، بازار های قدیمی چون بازار خان و بازار پنجه علی و ...، آب انبار های فراوان چون آب انبار شش بادگیری و رستم گیو و ... و مسجد جامع یزد و بالاخره قلعه ها، کاروانسرا ها، تکیه ها، مساجد، پیرانگاه ها، قنات ها، کوچه ها، ساباط ها، حمام ها، و تمام سطح بافت تاریخی شهر یزد از اماکن دیدنی شهر است
برخی از مورخان بنای اولیّهٔ شهر یزد را به زمان اسکندر مقدونی نسبت می دهند که وی زندانی ساخته و نام آن را چنین نهاده است و به اعتقاد عدهای دیگر از تاریخ نویسان در دورهٔ ساسانیان به فرمان یزد گرد اول (421-339 م) در این محل شهری بنام «یزدانگرد» بنا گردیده است. نام یزد از همین عنوان گرفته شده است و به معنی مقدس، فرخنده و در خور آفرین می باشد. ولیکن یافته های باستانشناسی و منابع مختلف نشان می دهد حداقل پیشنیه آن به چندین هزار سال می رسد و در زمان ماد ها از شهر های جنوبی و مرزی ماد بوده است و در زمان هخامنشیان چهارراه مهم کشور بوده و دو شاهرا باستانی ایرانی قدیم در این نقطه با هم تقاطع داشته اند
مورخین یونانی شهر کهن و باستانی را استیخا یا همان ایساتیس خواندهاند
یزد به معنای پاک و مقدس و یزد گرد به معنای داده خدایی است. شهر یزد نیز به معنای شهر خدا و سرزمین مقدس است
اولین بار نام یزد در کنار اسم چینی تخمه یکی از همرزمان داریوش آورده شد. یزد از شهرهای مذهبی ایران می باشد
Yazd (pronounced /jæzd/) (In Persian: یزد), is the capital of Yazd province in Iran, "the second most ancient and historic city in the world"and a centre of Zoroastrian culture. The city is located some 175 miles southeast of Isfahan. In 2005 it had an estimated population of 433,836 people. In 2006 it had an estimated population of 505,037. Because of generations of adaptations to its desert surroundings, Yazd is an architecturally unique city. It is also known in Iran for the high quality handicrafts, especially silk weaving, and its sweets shops.
The city has a 3000 year long history, dating back to the time of the Median empire, when it was known as Ysatis (or Issatis). The present city name, however, may have been derived from Yazdegerd I, a Sassanid ruler. The city was definitely a Zoroastrian centre during Sassanid times. After the Islamic conquest of Persia, many Zoroastrians fled to Yazd from neighbouring provinces. The city remained Zoroastrian even after the conquest by paying a levy, and only gradually did Islam come to be the dominant religion in the city.
WKIPEDIA
|
|
|
|
|
|
| Monday, 16-Feb-2009 15:04 |
Email | Share | | Bookmark |
|
Na'in museum ( موزه مردم شناسی نائین - اصفهان )
|
|
موزه ( تماشا گه ) کویر روبروی مسجد جامع نائین قرار گرفته است
این بنا از یادگارهای معماری دوره صفویه به شمار می رود
این خانه برای اقامت قاضی نور که در آن دوره حکمرانی می کرده است
ساخته شد که در دوره پهلوی توسط وزارت فرهنگ و هنر خریداری و مرمت
آن به عهده آقای محمد کریم پیرنیا گذاشته شد
خانه پیرنیا در اسفند ماه۱۳۷۳ به موزه مردم شناسی کویر نائین تبدیل گشت
در این موزه اشیاء ، کالاها و به طور کلی عناصر فرهنگی مردم کویر مانند
پوشاک، ظروف فلزی و چوبی ، کارگاههای مختلف صنایع دستی از قبیل
عبا بافی ، گلیمبافی، آهنگری سنتی، سفالگری، قالیبافی و آداب و رسوم و اعتقادات مردم با اشیاء
موجود، ترکیب فرهنگی مردم کویر برای بازدیدکنندگان به نمایش گذاشته میشود
خانه پیرنیا دارای گچبری ها و نقاشی های بسیار زیبائی از دوره ی صفوی است
به ویژه نقاشی های ایوان شاه نشین و اتاق کرسی بسیار دلنشین است
خانه داری ورودی ، هشتی زیبا ، غلام گرد ، دالان ، ایوان شاه نشین ، اتاق کرسی
بخش تابستانه و زمستانه ، انبار آذوقه و حبوبات و زیرزمین است
در این موزه چایخانه سنتی بسیار زیبایی نیز از گردشگران پذیرایی کرده
و فروشگاه کتاب میراث فرهنگی کتاب در زمینههای مختلف فرهنگی عرضه مینماید
منبع نوشتار : کتاب اصفهان این همه هست این همه نیست
|
|
|
|
|
|
| Monday, 9-Feb-2009 17:13 |
Email | Share | | Bookmark |
|
Na'in Jame Mosque ( مسجد جامع نائین - اصفهان )
|
|
مسجد جامع نائین
نائین یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است. این شهر مرکز شهرستان نائین محسوب میشود. این شهر در منطقه دشت کویر قرار گرفتهاست و آب و هوایی خشک و کویری دارد
نائین شهری کوچک و قدیمی است که در گذشته وسیع و آباد بوده است. قدمت آن را میتوان از بنای بزرگ و کهن نارین قلعه یا نارنج قلعه دریافت. مسجد جامع نائین از لحاظ قدمت دومین مسجد پابرجا در ایران است
مسجد جامع یا مسجد علویان نائین را میتوان مشهور ترین اثر تاریخی شهر نامید که در محله باب المسجد واقع است،گچ بریهای بدیع و چشم نواز در فضاهای داخلی ،این اثر را درشمار یکی از نفیس ترین مساجد ایران قرار داده است ، قدمت این بنا به اواخر قرن سوم یا اوایل قرن چهرم هجری میرسد،این مسجد دارای منبر و دری چوبی است که از شاهکارهای مسلم منبت کاری بوده و با توجه به تاریخ های حک شده بر روی آنها در قرن هشتم هجری به مجموعه اضافه شده است
iranview.ir
محراب مسجد جامع نائين را هم با گچ بري تزئين كرده اند و در نقش آن از كثير الاضلاعهاي هشت ضلعي و اشكال هندسي ساده و گلهاي مختلف استفاده شده است ريزه كاري زياد در گچ بري آن وجود ندارد ولي نقشها از زيبايي بي بهره نيستند، و چون اين گچ بري عميق كنده شده و از ظرافت عاري است چنين تصور مي شود كه محراب به دورههايي كه هنر گچ بري اولين قدمهاي خود را بر ميداشت متعلق باشد. درست است كه محراب مسجد جامع نايين و شيراز از بعضي جهات شباهت زيادي با هم دارند، ولي به نظر ميرسد كه مسجد شيراز قديمي تر از مسجد نايين باشد
Nā'in (Persian: نایین←, also transliterated Naeen), is a city in central Iran.
It has one of the earliest remaining mosques in Iran, and has a Sassanid era fort, now in ruins, called Narin Ghal'eh.
It extensively uses ab anbars, and has a population of less than 70,000 persons. Nain is most famous in the world for its rugs.
|
|
|
|
|
|
| Sunday, 1-Feb-2009 12:48 |
Email | Share | | Bookmark |
|
Seen Minaret - Esfahan( مناره مسجد روستای سین - شمال اصفهان )
|
|
مناره مسجد سین
مسجد سین در 24 کیلومتری شمال اصفهان واقع شده و از آثار دوره سلاجقه است. به موجب یک کتیبه موجود به خط کوفی مسجد را
ابوغالب یحیی درسال 529 هجری بنا کرده است. مناره مسجد سین در سال 526 هجری به وسیله ابو اسماعیل محمد بنا شده است
جنگ نیروی مغول با سلطان جلال الدین خوارزمشاه در پای منار سین اتفاق افتاده است
قديميترين كتيبه كاشي ايران در مناره سين قرار دارد
كتيبه مناره مسجد سين به خط كوفي برجسته، مزين به كاشي فيروزهاي، قديميترين كتيبه كاشي در ايران است . مسجد و مناره سين از نمونههاي جالب و منحصر به فرد مساجد سبك سلجوقي است
از شاخصه های زيبا و جالب اين مسجد، مقرنسهاي درشت آجري سبك سلجوقیاست كه طاق گنبدي شكل مسجد بر آن واقع شده و اين مقرنسها شبيه طاقهاي مقرنسدار آجري مسجد جمعه اصفهان است
از ديگر مشخصه های جالب و منحصر به فرد اين بنا محراب آن در ضلع جنوبي كه اطرافش
با خطوط گچبري در زمينه آبي رنگ با جمله بسم الله و آيةالكرسي مزين شده است
محراب مسجد با تزيينات آجر و گچ ساخته شده كه در اين شيوه درون آجر با گچ پر شده و به صورت هنر تخمهكاري شكل گرفته است
قسمت فوقاني محراب با تزيينات آجر و گچ و هنر تخمهكاري گچ به صورت گره دست چين تزيين شده است
بدنه داخلي اين مسجد با آجر و گچ به گونهاي بندكشي شده كه موجب روشنايي بيشتر درون مسجد و فضاي زير گنبد ميشود
مسجد سين مساحتي حدود 400 متر مربع دارد و ارتفاع مناره آن به 19 متر ميرسد كه اين مناره از وسط كج شده است
كج بودن مناره نيز احتمالا به دلايل انساني و يا سازنده آن برميگردد
مسجد و مناره سين به شماره 281 در فهرست آثاره ملي به ثبت رسيده است
روستاي سين نيز در پنج كيلومتري شمال شهر گز قرار دارد
مناره ها فانوس راه مسافران
يك كارشناس مرمت آثار تاريخى سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى استان اصفهان مناره ها را يكى از شگفت انگيزترين بناهاى تاريخى شهر
اصفهان دانست كه قدمت آن ها به دوران سلجوقى و پيش از آن مى رسد.نيكو اظهار داشت: مناره ها در قديم به عنوان محل آتش براى سهولت
در رفت و آمد كاروان ها و در مسير جاده ابريشم مورد استفاده قرار مى گرفتند.وى افزود: بسيارى از مناره ها در زمان سلجوقى در اصفهان
ساخته شدند كه از طريق اين مناره ها نيز به موقعيت اصفهان پى مى بردند و حتى در زمينه مسايل هندسى و فلكى نيز كاربرد داشتند. وى با
بيان اين كه به دليل پايتخت شدن اصفهان در دو دوره تاريخى سلجوقى و صفوى، تعداد زيادى مناره در اصفهان ساخته شدند، گفت: بسيارى از
مناره ها در زمان ظل السلطان و همچنين زمان قاجار تخريب شدند و اكنون برخى از آن ها از جمله دو مناره دارالضيافه، سلطان بخت آقا،
دردشت، رهروان، باقوشخانه، ساربان، مسجد على، محله جويباره، منار جنبان و مناره سين برجا مانده اند.اين كارشناس سازمان ميراث
فرهنگى وگردشگرى استان اصفهان قديمى ترين مناره تاريخ دار را در اصفهان، مناره سين متعلق به سال ۵۲۶ هجرى قمرى دانست و بيان
كرد: برخى مناره ها در زمان بعد از سلجوقى وجود داشتند كه در كنار آن ها مسجد هايى نيز احداث شدند. به همين دليل، چنانچه مسجدى در
اصفهان داراى تك مناره باشد، نشان دهنده اين امر است.به گزارش ايسنا وى با بيان اين كه مناره ها در شهر حكم فانوس ها را در درياها
داشتند، اضافه كرد: با روشن كردن آتش بر سر مناره ها، راه توسط مسافران پيدا مى شد. به عنوان مثال، مناره ساربان با سبكى از معمارى و
كاشى كارى ساخته شد و يكى از زيباترين مناره ها در اصفهان محسوب مى شود كه به زمان سلجوقى متعلق است. درباره ساخت مناره ها در
اصفهان، گفته مى شود، ساختن اين مناره ها كار بسيار مشكلى بوده است، به اين لحاظ كه محاسبات بسيار پيچيده اى داشتند و به اين صورت
ساخته مى شدند كه با استفاده از آجر مانند صفحات كالباس، يكى يكى صحفه ها را محاسبه و آجرها را روى هم از داخل به سمت بيرون مى
چيدند و چوب بست را روى آجرها قرار مى دادند و به همين صورت ادامه مى دادند، تا به ارتفاعى حدود ۵۰ متر مى رسيدند.گفتنى است مناره
ساربان، يكى از زيباترين مناره هاى دوره سلاجقه در اصفهان است كه در انتهاى شمالى محله جويباره (منطقه يهودى نشين اصفهان) نزديك
مناره چهل دختران در گوشه يك ميدان كوچكى كه در زمان ساختمان آن محل مسجد كوچك در پاى مناره بوده، واقع شده است. ارتفاع اين مناره
حدود۴۸ متر و محيط قاعده آن ۱۴ متر است كه در قرن پنجم ساخته شده و به شماره ۲۳۲ در فهرست آثار ملى ثبت شده است
کوشا کیانی
بهمن ماه 1387
|
|
|
|
|
|
| Wednesday, 21-Jan-2009 12:44 |
Email | Share | | Bookmark |
|
Aziran Mosque - Esfahan ( مسجد ازیران - اطراف اصفهان )
|
|
مسجد ازیران
این مسجد که به تازگی مورد مرمت و بازسازی قرار گرفته است
قدمتی مربوط به دوره سلجوقیان دارد و در روستایی به همین نام در حدود
بیست کیلومتری شرق شهر اصفهان واقع شده است
کوشا کیانی
پائیز 1387
|
|
|
|
|
|
| Thursday, 15-Jan-2009 14:11 |
Email | Share | | Bookmark |
|
Gar ( Jar ) Minaret - Esfahan ( مناره گار یا جار - اصفهان )
|
|
مناره گار یا به عبارتی جار در 30 کیلومتری شرق شهر اصفهان قرار گرفته است
قدمت این مناره به دوران سلجوقیان باز می گردد
از نکات برجسته معماری این مناره وجود دو راه پله در آن است
که یکی جهت بالا رفتن و دیگری برای پائین آمدن در نظر گرفته شده است
مسجدی هم در کنار این مناره قرار داشته است که به کلی ویران گشته است
کوشا کیانی
پائیز 1387
|
|
|
|
|
|
| Friday, 2-Jan-2009 14:21 |
Email | Share | | Bookmark |
|
Barsiyan(Parsiyan)Mosque and Minaret(مسجد و مناره برسیان اصفهان)
|
|
مسجد جامع برسیان
این مسجد از بناهای قرن پنجم هجری قمری ( دوره سلجوقیان ) و از قدیمی ترین مساجد
ایران است و در چهل و دو کیلومتری شرق اصفهان در روستای برسیان قرار دارد
تزئینات آجری داخل مسجد شباهت بسیار با گنبد تاج الملوک مسجد جامع اصفهان دارد
سال ساخت محراب این مسجد 498 هجری قمری است
مناره این مسجد یکی از قدیمی ترین مناره ها است که بر اساس کتیبه موجود سال
ساخت آن 491 هجری قمری می باشد . قطر این مناره در سطح زمین 5.75 متر و در
بالا 4.2 متر و ارتفاع آن 34.55 متر است
این بنای تاریخی و مناره آن به شماره 265 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است
Barsiyan ( Parsiyan ) Mosque and Minaret
This mosque is one of the construction in the 5th of Lonar Hejira
( seljukian ) and is one of the most ancient iranian mosque wich
has been located in 42 KM east of Esfahan city.
Brick work decorations inside the mosque are very similar to
Tajol moluk dome in Esfahan Jame mosque, and it's altar has been
built in the year 498 Lunar Hejira.
Minaret of this mosque is one of the oldest minarets wich of the basis
of it's existing inscription, the year of it's construction is 491 Lunar Hejira.
The diameter of this minaret is 5.75 M on the ground level, and 4.2 M
in the above and it's height is 34.55 M.
This historical construction and it's minaret has been registered
in the list of national Iranian monuments under No.265.
کوشا کیانی
پائیز 1387
|
|
|
|
|
|
| Thursday, 4-Dec-2008 12:41 |
Email | Share | | Bookmark |
|
Abyaneh Historic Village( روستای تاریخی ابیانه )
|
|
جهت خواندن توضیحات ودیدن آلبوم قبلی روستای ابیانه کلیک کنید
The explain and old album
|
|
|
|
|
|
| Wednesday, 26-Nov-2008 12:42 |
Email | Share | | Bookmark |
|
The road of Baladeh - Royan( مناظر جاده بلده - رویان )
|
|
عکسها به تنهایی بیانگر زیباییهای این جاده هستند
|
|
|
|
|
|
| Thursday, 20-Nov-2008 17:22 |
Email | Share | | Bookmark |
|
Nima Yushij House in Yush Village(خانه نیما یوشیج در روستای یوش)
|
|
علی اسفندیاری یا علی نوری مشهور به نیما یوشیج (زاده ۲۱ آبان ۱۲۷۴ خورشيدی در دهکده یوش استان مازندران - درگذشت ۱۳ دی ۱۳۳۸ خورشیدی در شمیران شهر تهران) شاعر معاصر ایرانی است. وی بنیانگذار شعر نو فارسی است
نیما پوشیج با مجموعه تأثیرگذار افسانه که مانیفست شعر نو فارسی بود، در فضای راکد شعر ایران انقلابی به پا کرد. نیما آگاهانه تمام بنیاد ها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید. شعر نو عنوانی بود که خود نیما بر هنر خویش نهاده بود
تمام جریانهای اصلی شعر معاصر فارسی مدیون این انقلاب و تحولی هستند که نیما مبدع آن بود
نیما در سال ۱۲۷۴ هجری خورشیدی درروستای یوش از توابع بخش بلده شهرستان نور به دنیا آمد. پدرش ابراهیمخان اعظامالسلطنه متعلق به خانوادهای قدیمی مازندران بود و به کشاورزی و گلهداری مشغول بود. پدر نیما زندگی روستایی، تیراندازی و اسبسواری را به وی آموخت. نیما تا سن دوازده سالگی درزادگاهش روستای یوش و در دل طبیعت زندگی کرد
نیما خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده فرا گرفت ولی دلخوشی چندانی از او نداشت چون او را شکنجه میداد و در کوچه باغها دنبال نیما میکرد
دوازده ساله بود که به همراه خانواده تهران رفت و در مدرسه عالی سن لویی مشغول تحصیل شد. در مدرسه از بچهها کنارهگیری میکرد و به گفته خود نیما با یکی از دوستانش مدام از مدرسه فرار میکرد و پس از مدتی با تشویق یکی از معلمهایش به نام نظام وفا به شعر گفتن مشغول گشت و در همان زمان با زبان فرانسه آشنایی یافت و شعر گفتن به سبک خراسانی را شروع کرد
پس از پایان تحصیلات در مدرسه سنلویی در وزارت دارایی مشغول کار شد. اما پس از مدتی این کار را مطابق میل خود نیافت و آن را رها کرد. بیکاری وی باعث شد تا افکار گوناگون به ذهنش هجوم آورد از جمله تصمیم گرفت به میرزا کوچک خان جنگلی بپیوندد و همراه با او بجنگد تا کشته شود. در همین زمان (سال ۱۳۰۵) با عالیه جهانگیر ازدواج کرد تا به گفته خود از افکار پریشان رهایی یابد
درست یک ماه پس از ازدواج، پدرش ابراهیم نوری درگذشت. در همین زمان چند شعر از او در کتابی با عنوان خانواده سرباز چاپ شد وی که در این زمان به دلیل بیکاری خانهنشین شده بود در تنهایی به سرودن شعر مشغول بود و به تحول در شعر فارسی میاندیشید اما چیزی منتشر نمیکرد
علی اسفندیاری در سال ۱۳۰۰ خورشیدی نام خود را به نیما تغییر داد. نیما نام یکی از اسپهبدان تبرستان بود و به معنی کمان بزرگ است. او با همین نام شعرهای خود را امضا میکرد. در نخستین سالهای صدور شناسنامه نام وی نیماخان یوشیج ثبت شده است
نیما در سال ۱۳۰۰ منظومه قصه رنگ پریده را که یک سال پیش سروده بود در هفتهنامه قرن بیستم میرزاده عشقی به چاپ رساند. این منظومه مخالفت بسیاری از شاعران سنتی و پیرو سبک قدیم مانند ملک الشعرای بهار و مهدی حمیدی شیرازی را برانگیخت. شاعران سنتی به مسخره و آزار وی دست زدند
نیما پس از مدتی به تدریس در مدرسههای مختلف از جمله مدرسه عالی صنعتی تهران و همکاری با روزنامههایی چون مجله موسیقی و مجله کویر پرداخت
خانه پدری نیما یوشیج واقع در یوش، بنایی است که قدمت آن به دوره قاجار می رسد
این بنا به شماره 1802 از سوی سازمان میزاث فرهنگی به عنوان اثر ملی ثبت شده و محافظت می گردد
بازدید عموم از این خانه با تهیه بلی 300 تومانی ( تیر 1387 ) امکان پذیر است
نیما در ۱۳ دی ۱۳۳۸ درگذشت و در امامزاده عبدالله تهران به خاک سپرده شد. سپس در سال ۱۳۷۲ خورشیدی بنا به وصیت وی پیکر او را به خانهاش در یوش منتقل کردند. مزار او در کنار مزار خواهرش، بهجتالزمان اسفندیاری (درگذشته به تاریخ ۸ خرداد ۱۳۸۶) و مزار سیروس طاهباز در میان حیاط جای گرفته است
Nimā Yushij (نیما یوشیج in Persian) (November 12, 1896 - January 6, 1960) also called Nimā, born Ali Esfandiāri (Persian: علی اسفندیاری), was a contemporary Tabarian and Persian poet who started the she’r-e no ("new poetry") also known as she’r-e nimaa'i ("Nimaic poetry") trend in Iran. He is considered as the father of modern Persian poetry.
He died of pneumonia in Shemiran, in the northern part of Tehran and was buried in his native village of Yush, Nur county, Mazandaran, as he had willed.
Early life
He was the eldest son of Ibrahim Nuri of Yush (a village in Nur county, Mazandaran province of Iran). He was a Tabarian but had also Georgian roots. [1] He grew up in Yush, mostly helping his father with the farm and taking care of the cattle. As a boy, he visited many local summer and winter camps and mingled with shepherds and itinerary workers. Life around the campfire, especially images emerging from the shepherds' simple and entertaining stories about village and tribal conflicts, impressed him greatly. These images, etched in the young poet's memory waited until his power of diction developed sufficiently to release them.
Nima's early education took place in a maktab. A truant student, the mullah (teacher) had to seek him out in the streets, drag him to school, and punish him. At the age of twelve, Nima was taken to Tehran and registered at the St. Louis School. The atmosphere at the Roman Catholic school did not change Nima's ways, but the instructions of a thoughtful teacher did. Nezam Vafa, a major poet himself, took the budding poet under his wing and nurtured his poetic talent.
Instruction at the Catholic school was in direct contrast to instruction at the maktab. Similarly, living among the urban people was at variance with life among the tribal and rural peoples of the north. In addition, both these lifestyles differed greatly from the description of the lifestyle about which he read in his books or listened to in class. Although it did not change his attachment to tradition, the difference set fire to young Nima's imagination. In other words, even though Nima continued to write poetry in the tradition of Saadi and Hafiz for quite some time his expression was being affected gradually and steadily. Until, eventually, a time came when the impact of the new became too overwhelming. It overpowered the tenacity of tradition and led Nima down a new path. Consequently, Nima began to replace the familiar devices that he felt were impeding the free flow of ideas with innovative, even though less familiar devices that enhanced a free flow of concepts. "Ay Shab" (O Night) and "Afsaneh" (Myth) belong to this transitional period in the poet's life (1922).
Works
The venues in which Nima published his works are noteworthy. In the early years when the presses were controlled by the powers that be his poetry, deemed below the established norm, was not allowed publication. For this reason, many of Nima's early poems did not reach the public until the late 1930s. After the fall of Reza Shah, Nima became a member of the editorial board of the "Music" magazine. Working with Sadeq Hedayat, he published many of his poems in that magazine. Only on two occasions he published his works at his own expense: "The Pale Story" and "The Soldier's Family."
The closing of "Music" coincided with the formation of the Tudeh Party and the appearance of a number of leftist publications. Radical in nature, Nima was attracted to the new papers and published many of his groundbreaking compositions in them.
Ahmad Zia Hashtroudy and Abul Ghasem Janati Atayi are among the first scholars to have worked on Nima's life and works. The former included Nima's works in an anthology entitled "Contemporary Writers and Poets" (1923). The selections presented were: "Afsaneh," (Myth) "Ay Shab" (O Night), "Mahbass" (Prison), and four short stories.
My house is Cloudy
My house is overcast by clouds
Permanently weighed by a pall of cloud over the earth.
The wind, broken, desolate and intoxicated,
Whirls over the pass.
The world is laid waste by it
And my senses too!
O piper!
O you enchanted by the music of the pipe, where are you?
My house is cloudy, yet
The cloud is impregnated by rain.
Cherished by the illusion of my bright days,
I stand opposite the sun
I cast my gaze upon the sea.
And the entire world is desolated and ravaged by the wind
And the ever-playing piper progresses onto his path
In this cloudy world.
Wikipedia
|
|
|
|